من خواب نیستم
صدام از درونم مثل یه کاغذه صاف میاد بالا بعد مچاله میشه و از دهنم میزنه بیرون... پشت سر هم.... چیزی نگفته ام... هیچ... اما دارم تو دریای صداهای بی مفهوم و کاغذهای مچاله دست و پا میزنم.... چشمام بازه بازن. چرا کسی اسم منو صدا نمیکنه؟ من خواب نیستم.
۶ نظر:
1- گوشاتو بیار جلوتر... م ن . . .
2- آوردم..
نه نمی خوام بیارم...
کسی که منو صدا نمی کنه؟
من صدای کسی رو نمی شنفم.
شاید گوشام سنگین شده.
(این شاید یک توهم نباشد)
قشنگه
آفرین واقعا آفرین که حرفات رو میزانی
با آرزوی موفقیّت
فواد منشادی
@ manshady
واقعا خوشحالم که این کامنت رو اینجا میبینم، و این جز معدود دفعاتیه که این حس تو این بلاگ بهم دست میده. مثل وقتیه که تو یه فضایی مثل کتاب کوری باشی، بعد یهو بوی بهار نارنج بپیچه تو هوا و یه نفر آدم تمیز یه استکان چای خوشرنگ بده دستت :دی
جواب خیلی نوستالژیکی بود، من تنکابن دنیا اومدم و با بهار نارنج بزرگ شدم. چه روزها که با جمع کردن باهار نارنج تو پیادروها گذشت. باز هم تبریک میگم به این همه شوق و ذوقی که داری. به امید روزهای بهتر
معروف شدی
ارسال یک نظر