برای پوچهای من
چه فرقی میکند،
خارج باشی یا داخل.
مرکز که در تو نیست.
تلاطم جاذبههای جهان، از رگهایم عبور میکند؛
به پوچ، به هیچ.
جاری ام. بدون روحی که نیست.
و جسمی،
که از آن هیچ کس نبود، هیچ وقت.
برای پوچهای من،
پوچهای خودم که نیست، و هیچ وقت نبود.
تمام