۱۳۹۰ فروردین ۱, دوشنبه

اسلشی در آینه!




وقتی‌ خیلی‌ خیلی‌ بچه بودم، فکر می‌کردم جهان اطرافم تا یه جای روز به روز پیچیده تر می‌شه و از همونجا روز به روز ساده تر می‌شه و برمی‌گردم سر جای اولم. جهان اطرافم روز به روز تغییر کرد، اما هنوز گاه گاهی این فکر به خاطرم میاد. و این یعنی‌ درد، یعنی‌ به سفر رفتن در یک تابلوی نقاشی‌ و بیدار شدن از خواب. یعنی‌ تجربه تمام افسانه‌های باور نکردنی بدون اینکه حتا خودت هم متوجه باشی‌.

۲ نظر:

AlirezA گفت...

شاید یه روزی هم این فکرت رو زیر سوال ببری ...

uranus گفت...

oh alireza cheshm baste gheib migi?!

toam ma ro anjam dadi ba in ezhar nazaraye falsafit agha moalem !!!