۱۳۹۰ مرداد ۲۱, جمعه

گله‌




صدای روضه می‌‌آمد، لبهایش می‌‌لرزیدند. معلوم بود دارد زور میزند که گریه کند. چندشم شد؛ لبهایش مسخره شده بودند.
به او گفتم زور نزن، معلوم است داری زور میزنی‌ که گریه کنی‌. بغضش ترکید...
با حالت چندشی ابروهایش را در هم کرد انگار که می‌خواست بگوید توی بی‌ دین و مذهب چه می‌فهمی بعد به گریه‌اش ادامه داد... هق هق
دیگر چیزی نگفتم، بی‌ تفاوت بودم و هنوز هم چندشم میشد.
سالها گذشت.
آدم بزرگی‌ بودم که میدانستم، آدم بزرگ ها، گاهی دنبال بهانه‌ای میگردند که درد‌هایشان را خالی‌ کنند....
دیگر بیشتر از صدای مسخره روضه خوان، صدای مبهم و شکستهٔ لبهای او در گوشم طنین انداز میشد.
خطوط چهره‌ای که نشان از آدم بزرگ بودن داشت و گله‌ای اندوه بار در چشمانی که فهمیده نمی‌شدند.

۲ نظر:

روحان گفت...

سلام

تصویر مطلب بسیار زیبا بود!
اینجا وبلاگ شخصی شما است و هر چه بخواهید مینویسید، اگر من از مطلب شما انتقاد کنم شما حق دارید انتقاد من رو نپذیرید.

روضه نوعی مراسم اسلامی است که شیعیان در یادبود امامان شیعه بویژه امام سوم «امام حسین» برگزار می‌کنند.

مطلب شما دو قسمت داشت، قسمت اول زمانی که شما کوچک بودین و از لحاظ فکری رشد نکرده بودین و قسمت دوم که با مراسم بزرگسالان آشنا تر بودین.

بنظرم شما با این مراسم اسلامی هنوز غریبه هستین و فکر میکنید زن یا مرد مسلمان برای این به صدای روضه خوان گوش می دهد تا گریه کند! و این گریه برای مشکلات خودش است!

ولی اگر جویای حقیقت هستین و می خواهید حقایق جامعه ایران را بدانید باید بنویسم که روضه کاملا ویژه شیعیان است و گریه نه برای خود بلکه برای امامان است. در مسیحیت هم برای مسیح شعر میخوانند و بر کمر تیغ میزنن. در یهودیت هم مراسم خود را دارند.

uranus گفت...

man bevojoode khoda eteghad nadaram

be nazaram motavejeh matlab nashodin

mamnoon az cm etun