۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۰, جمعه

عادت


دو سال و چند ماه بود که همچنان زور می زد، آبها همه سرد و لجن گرفته، قابله‌ها در‌ها را نیمه باز گذاشته و رفته بودند. کودک هم از خدا خواسته در بطن مادر به زندگی‌ پر از کثافتش ادامه میداد. - البته او به کثافت عادت داشت و یا اصلا نمیدانست کثافت چیست!- زن چند بار به صرافت افتاده بود که شکمش را با چاقو پاره کند ولی‌ برای بچه می‌‌ترسید. از اینها گذشته، خودش هم دیگر به کثافت و بوی لجن خو گرفته بود.با خودش می‌‌گفت، شاید همین روز‌ها زور زدن را رها کند. به قول ...... اسمش مهم نیست مهم اینست که زندگی‌ همین لحظاتی است که می‌‌گذرد. به تمام این چرندیات فکر می‌‌کرد اما هنوز زور می زد. شاید به زور زدن هم عادت کرده بود. پلک‌های آویزان ، سینه‌های افتاده ، شکم بر آمده، دست و پا‌های لاغر ...... کلا تغییر شکل داده بود. به سوسک کریهی می‌‌مانست که به پشت افتاده و نمی‌توانست بلند شود. اما همهٔ اینها دیگر زندگیش بودند و او بی‌ اعتراض به آن‌ ادامه میداد.تنها چیزی که کمی‌ آزارش میداد عادت جدید بچه بود، چون او حالا دو سال و چند ماهه بود، عقل و دندانش رشد کرده ، عادت قبیح خونخواری را کنار گذاشته بود و مثل یک انسان متمدن گوشت میخورد! پایان

۱۲ نظر:

ناشناس گفت...

درود . شهبال هستم . میدونم که منو میشناسی
اینا واقعا نوشته های خودته ؟؟
اگه اینطور باشه رسما به این نتیجه میرسم که شما عجیب ترین شخصیتی هستی که در زندگیم باهاش مواجه شدم !
من همیشه حس میکردم حماقتی که توی رفتارهای شما در کلوب دیده میشه ( عذر میخام کلمه ی بهتری به ذهنم نرسید ) خیلی مصنوعیه و به نظرم تو کلوب سعی میکنی نچسب و اعصاب خورد کن و مشکل دار به نظر بیای !!
بگذریم . .
نوشته های قشنگیه حتی اگه مال خودت نباشه بخصوص قسمت " آینه "
شاد باشی و خودت !!!

uranus گفت...

به به ، چطوری شهبال خان؟

اوهوم، مال خودمه ... !

واقعا احمق به نظر میام؟ :D ممنون

مرسی‌ ، شما هم شاد باشی‌ شهبال جان

روزبه گفت...

میگم آخه من نفهمیدم تو اینجایی یا اونجا؟؟ کدوم؟
روزبه.

uranus گفت...

chetori roozbeh :d kam peydaii baba :D

onjabudamomadam inja :P

miduni ke man ravane salemi nadaram :D


onja ro dos nadaram hazf konam felan
vali kolan injam

ر و ز ب ه گفت...

دارم کم کم بهت شک می کنم! شک می کنم. این تویی؟ اون چی؟

uranus گفت...

khob shak ke hamishe hast roozbeh jan
:D

kodoom manam? kodom chi?

:-?

hoom?

MahiesiaH گفت...

Age gooshte madar tamoom she bache mimire ... Bayad zende bemoone, Bayad ...

Pishnahad mikonam in filmo bebiny : Rosemary's Baby - RomanPolanski - Novel by Ira Levin

morteza گفت...

مطالبات جالب هستند....
خیلی سعی می کنی مثل صادق باشی هم نوشتنت هم زندگی کردنت اما یه چیزی رو فراموش کردی...
من به صادق خیلی علاقه دارم و فکر می کنم نوشته هات خیلی نزدیک به صادقه
اگه دوست داشته باشی می تونم بهت کمک کنم...

uranus گفت...

@ mahisiah



raje be nazaret nazari nadaram :)

chashm mibinam

uranus گفت...

jalebi az khodetune :)

merc babate pishnahad!!

behrouz گفت...

kheyli khoshkel bood,ama kossher nabud ke!!!!!!!!darzemn ehsase ghashangi dari va azun mohemtar ke mituni ruye kaghaz biari...kheyli adama hastan ke age ehsaseshun az to ham khoshkeltar bashe vasashoon mahale roo kaghaz biaran,,,afarin,tnx

uranus گفت...

merc @};-